خلاصه رمان همخونه دیوونه - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 10:38
مقدمهخب اول از شخصيتاى داستانم بگمرمان درباره دخترى ب اسم رها هست که ى دختر شرو شيطونه و پدر و مادرش رو از دست داده وخونواده پدر و مادرش هيچ سراغى ازش نميگيرن و اون با دو تا از دوستاش همخونه هست و دانشجوى زبانه و هم تو یکى از آموزشگاههاى زبان تدریس ميکنه و خرج درس و دانشگاهوزندگيشو خودش درمياره و ق
پست اول رمان همخونه دیوونه - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 10:38
خسته و کوفته از سر کار برگشتم و در رو باز کردم و وارد خونه شدم طبق معمول هما تو آشپزخونه بود اینو از صداى بهم خوردن ظرفا بهم فهميدم پاتوقش آشپزخونه بود زیادى ب خورد و خوراک شکمش ميرسيد ى دختر تپل بود ولى خيلى مهربون بودبهش سالم دادم و رفتم طرف حموم تا دوش بگيرم خستگى از تنم در بره زیر دوش بودم که یه